!به لب نون خوش آمدین

Read this in English.

Leggilo in italiano.

About Lab Noon

سلام! من ساغر هستم و این نوشته رو در یک بعدازظهر افتابی در رُم ایتالیا می‌نویسم٬ جایی از سال ۸۶ زندگی ‌می‌کنم. وقتی هفت ساله بودم دلم می‌خواست بزرگ که شدم معلم بشم. سیزده سالم که شد دلم می‌خواست درآینده انیماتور دیزنی بشم. اون روزها طراحی از زندگی‌ام حذف نشدنی بود. بعد از دوران مدرسه٬ تقریبا اتفاقی٬ شروع کردم به خوندن طراحی گرافیک در دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد. از قضا همون دوران بود که بیستر در مورد این که می‌خوام در آینده چه کاره بشم گیج شدم. به تدریج از عالم انیمشن دورتر و دورتر شدم و حالا بیشتر زیبایی‌شناسی و دیزان بودن که جذبم میکردن. روزهای بیست‌سالگی مثل خیلی دیگه از هم‌سن و سال‌هام در مورد تغییر دادن دنیا رویا می‌بافتم. اون روزها می‌خواستم همه چیز باشم؛ از هنرمند مفهومی گرفته تا مترجم٬ از مسافر تا نویسنده! بعدش مهاجرت کردم٬ و مثل همه کسانی که مهاجرت می‌کنن زندگیم برای همیشه عوض شد.

پیش از اومدن به ایتالیا٬ بر خلاف خیلی‌ ایرانی‌های دیگه٬ من هیچ علاقه‌ خاصی به نسبت به این کشور نداشتم. دلیل این که تصمیم گرفتم تحصیلاتم رو در زمینه طراحی گرافیک در آکادمی هنرهای زیبای رُم ادامه بدم صرفا پایتخت بودن این شهر بود. ولی وقتی قدم به رُم گذاشتم در همون نگاه اول عاشق این شهر شدم و هرگز هم فارغ نشدم!

شاید نیاز به گفتن نباشه که مهاجرت کار آسونی تو زندگی آدم‌ها نیست‪.‬ حفظ تعادل بین نوستالژیِ بوها و مزه‌های وطنی و سرمستیِ کشف دنیایی جدید انرژی زیادی لازم داره. ولی در زندگی نقطه‌ای وجود داره باید تصمیم گرفت٬ چون نمی‌شه که آدم در یک لحظه در دو مکان حضور داشته باشه! موندن یا برگشتن. واقعیت اینه که هیچ بهتر و بدتری بین این دو وجود نداره. فقط باید جایی رو انتخاب کرد و خونه رو اونجا ساخت. برای من اون لحظه زمانی اتفاق افتاد که در حال نوشتن پایان نامه‌م بودم. عنوانش «داستان دو شهر» بود و داستانش٬ داستان تهران و رُم. یکی از این شهرها در من زندگی می‌کنه و در شهر دیگه من زندگی می‌کنم. دو شهری که هر دو همیشه همراه من هستن. یکی پوسته سخت و تیره‌ای داره که سپر زیبایی اسرارآمیزشه و دیگری آدم رو در همون نگاه اول در زیبایی نفس‌گیرش غرق می‌کنه. یکی درون گرا و یکی برون‌گراست٬ یکی شرق و یکی غرب. و هر دو با عمیق در تاریخ و فرهنگ. تهران و رُم. یکی گذشته منه و یکی اکنون من٬ و قطعا هر دو آینده‌ی من. این دو شهر در من مدام در حال حل شدن‌اند. یکی می‌شکفه وقتی دیگری پرپر می‌شه٬ مثل روز وقتی که شب می‌شه و شب وقتی که دوباره سحر می‌شه. و این در ارتباط شگفت «خانه»٬ ناب‌ترین‌ِ مکان‌ها متولد می‌شه…

موضوع لب نون اینه. حس توی خونه بودن٬ اون هم نه فقط از نظر فیزیکی و جغرافیایی. این یه حالت روحیه. همون بوی خوبیه که از اجاق بلند می‌شه و دهن آدم رو آب می‌اندازه. گرمای آفتابیه که وقتی چرت بعدازظهرت رو میزنی رو بدنت می‌افته. صدای پاره کردن کاغذ کادوی هدیه دست ساز یک دوسته. انتظار خوردن ته‌مونده‌ی مایع کیکه وقتی که ریختیش توی قالب. حس گرم و نرم ورز دادن خمیره٬ تقدس گندمه و پیوند پُر تبرکش با آب. ساده و اساسی٬ مثل کهن‌ترینِ غذاها: نون!

نون ما٬ ما رو می‌سازه. یه جمله معروفی هست که میگه ما همون چیزی هستیم که می‌خوریم. بدن ما خونه‌ی اولیه همه‌ی ماست٬ هر جا که باشیم. پیکر خودمون اولین جائیه که نیاز داریم درونش حس خوبی داشته باشیم. فیزیک ما نشانه‌ی بودنِ ما در زمان حاله. وقتی در بدن خودمون احساس راحتی خونه رو داریم که نسبت به اونچه درونش می‌فرستیم فهم و آگاهی کامل داشته باشیم. صحبت نه فقط در مورد خوراکی‌های لذیذ و مفصله٬ و نه فقط در مورد کالری شمردن و کرفس و هویج به جای تنقلات خوردن. بحث توجه و دقته. وقتی در مورد اندازه مناسب کره در خمیر شیرینی وسواس نشون می‌دیم٬ وقتی کیف می‌کنیم از سبکی یک سالاد مقوی برای ناهار٬ و مهم‌تر از همه وقتی این مسئولیت رو می‌پذیریم که می‌خواهیم بدونیم چیزی که می‌خوریم کجا و چگونه تولید شده.

About Lab Noon

من نه خبره‌ی شیوه زندگی سالم هستم و نه متخصص در زمینه‌ی آشپزی یا تغذیه. اما در زندگی یاد گرفتم که بهای بی‌توجهی به غذا می‌تونه سنگین باشه٬ چه از نظر فیزیکی و چه از نظر روحی. به همین دلیل بود که وقتی اصلا نمی‌دونستم در آینده می‌خواهم چه کاره بشم شروع کردن به آشپزی٬‌و معلوم شد که خیلی هم خوب از پس این کار برمیام. نه به این خاطر که استعداد خارخ‌العاده‌ای دارم یا دوره‌های گرون قیمت تخصصی گذروندم. آشپزی هنر کهن و ساده‌ایه که به صورت بالقوه هر کسی می‌تونه انجامش بده. و در ضمن یکی از مهارت‌های ضروری زندگی هم هست. پس اگر من می‌تونم آشپزی کنم٬ هر کسی می‌تونه آشپزی کنه.

لب نون همون طور که از اسمش پیداست٬ کارگاه منه و تنها یک وبلاگ آشپزی نیست. من اینجا خلق می‌کنم٬ سر هم می‌کنم٬ تجربه می‌کنم. از غذاهای سالم و طبیعی تا طراحی و تصویرسازی٬ از عکاسی تا پروژه‌های کوچیک خونگی. و همه رو با شما به اشتراک می‌گذارم.

لطفا با من در ارتباط باشین.
من در این زمینه‌ها آماده همکاری هستم:
عکاسی: به ویژه در حوزه غذا٬ برای نشر و تبلیغات.
طراحی گرافیک و برَندسازی: بالاخص برای فعالیت‌های تجاری متوسط در زمینه غذا.
حضور شخصی رسانه ای و غیره.
من رو در فیس بوک٬ توئیتر٬ اینستاگرام و گوگل پلاس دنبال کنید و ایمیل‌هاتون رو به این آدرس برای من بفرستید:
saghar[at]labnoon[dot]com
مجموعه‌های کارهای من رو می‌تونید در بیهانس و رزومه‌ام رو در لینکدین ببینید.
خوشحال میشم با هم بتونیم شبکه‌های اجتماعی‌ای تشکیل بدیم که لزوما نیاز به یک وسیله الکترونیکی نداشته باشند.

ساغر ستاره

3 Comments !به لب نون خوش آمدین

  1. AvatarAti

    نوشته ت خیلی عالی بود عزیزم. واقعا لذت بردم. من تو اینستاگرام خیلی وقته که دنبالت میکنم ولی هیچ وقت فرصت نشد و یادم نبود که به وبسایتت سر بزنم. امروز بالاخره این فرصت پیش اومد و واقعا از این بابت خوشحالم. موفق باشی و دست مریزاد از این همه هنر و زیبایی :)

    Reply

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.